۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۰, جمعه

به کوروش چه خواهیم گفت؟




به کوروش چه خواهیم گفت؟  
اگر سر برآرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین
کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت
اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید برنده شمشیر خوش دستتان
کجایند میران سرمستتان ...
چه آمد سر خوی ایران پرستی
چه کردید با کیش یزدان پرستی
که بر تخت شاهی نشسته است
چرا پشت شیران شکسته است
در ایران زمین شاه ظالم کجاست
هواخواه آزادگی پس چرا بیصداست
چرا خاموش و غم پرستید، های
کمر را به همت نبستید،های
چرا اینچنین زار و گریان شدید
سر سفره خویش مهمان شدید
چه شد عِرق میهن پرستیتان
چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بی باک ما را چه ش
دستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج می شود
جوانمرد محتاج می شود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین نا خوش است
چرا دشمنش اینچنین سر کش است
چرا بوی آزادگی نیست، وای
بگو دشمن میهنم کیست، های
بگو کیست این ناپاک مرد
که بر تخت من اینچنین تکیه کرد
که تا غیرتم باز جوش آورد
ز گورم صدای خروش آورد
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک.

پ.ن: با تشکر از بابک جان که این شعرو در اختیارم گذاشت 


۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

حرف یک دوست با یار دبستانی


گرچه شاید سن و سالمان خیلی به هم نخورد ولی ما یار دبستانی هستیم؛من و تو بار ها در دبستان "خیابان " با هم بوده ایم،یادت که می آید مرا؟حتما قیافه ام را به یاد داری،گاهی سبز و گاهی سرخ!

شنیده ام که امتحان سختی در پیش داری،می دانم که درس را خوب بلدی.فقط می خواستم بگویم یار دبستانی، آرزوی موفقیتت را می کنم و منتظر نمره ی سبزت هستم
و چه نيروي شگفت انگيزي است …..دست هايي که به هم پيوسته است… ديكتاتور بايد بداني كه از خشم ما در امان نخواهي بود …. زنده باد زندگي؛ و و دست هايمان را در نور کاشتيم... گيسوانمان را پوشاندند د ست هايمان را بستند گلويمان را سوراخ کردند و تفنگ هايشان که دست هايشان بود آرامش آب را شکست. بهار مي‌شود ما زنده مي مانيم و سبزو آگاه مي شويم آنها براي تفنگ هايشان .........

بیست و پنج اردیبهشت روز اعتراض سراسری دانشگاه ها

دوباره می شود آری به باغ گل رویاند/دوباره می شود آری به دشت سبزه نشاند

دوباره می شود از خانه های شاد گذشت/دوباره می شود از کودکان ترانه شنید


دوباره می شود آری اگر بپیوندیم/به دیدگان پر از انتظار شب زدگان

دوباره می شود آری اگر شکسته شود/شب سکوت و شب ترس و یأس ما یاران